خرید بک لینک
باز پاییز اومد و کل فضای مجازی پستای پاییزی شده بنظرتون واقعا فرق است بین پاییز و بقیه فصلها؟ بنظر من ما مردم بسیار جوگیری داریم چون یه چندتا شاعر درباره پاییز شعرای معروفی سرودن مردمم بدون دلیل و علاقه ای تقلید میکنن یه جوری پاییز پاییز میکنن انگار پاییز زمستونه.خخخخ هی میگن پاییز فصل عاشقاس... انگار تابستون فصل قاتلاس.. بهارم کافرا... ولمون کن عامو جان خودت... ادم.باید دلش عاشق باشه..فصلش که مهم

برچسب: شهریور, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 20:46

عجیب چند ماهه یاد مسافرت 16سال پیش به مشهد افتاده ام پدرم مینی بوس داشت سه تا خانواده فرهنگی که هیچ شناختی ازشون نداشتیم مسافرش بودن من و برادر کوچیکترم هم به همراه پدر رفتیم... یکی از خانواده ها فقط دوتا دختر داشت... دختر بزرگه همسن من بود یادش بخیر چقد دوسش داشتم هم خوش حرف بود و هم خوش قیافه مهربون و نازک دل هم بود... 12سالم بود ولی عاشقش بودم:) بعد از اون سال ندیدمش تا یکسال و نیم بعد که 5ثان

برچسب: شهریور, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 20:46

خب به روال عادی زندگی بر میگردیم:)

دقایقی دیگه عشق جاودانم بازی داره

دعا کنید واسه صعود عشق باوفام به مرحله بعد


برچسب: شهریور, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 20:37

دیروز به همراه بابام اومدم اهواز

سفر 9ساعته ای با پدر

البته مسافت خیلی کمتر از 9ساعته

ولی بین راه موندیم املت درست کردیم

چند ساعتیم توی سایه نشستیم

هوا که خنک شد راه افتادیم

خلاصه خوش گذشت..جاتون خالی

الانم سرکارم و دلتنگ چم هستم

زودتر تعطیلات اعراب بیاد و بریم چم:)



برچسب: شهریور, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 20:37

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: شهریور, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 2:04

هنوز سالگرد شوهر عمه ام نرفته

به همین دلیل(توی روستا روابط بسیار نزدیک و صمیمیه)

مراسم خاص و با شکوهی توی خونه مون نداریم

مراسم اصلی توی خونه داماد که روستایی نزدیک به روستای خودمون است برگزار میشه

فردا ظهر خونه ما و فردا شب خانه داماد

میخواستم بگم دلیل نمیشه من به فکر اینجا نباشم.خخخ

برچسب: شهریور, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 2:04

وقتی داماد و دعوتیهاشون اومدن خواهر رو بردن

پدر و عمو گریه کردن

خود عروس گریه کرد

بغض کردم ولی تونستم جلوی اشکامو بگیرم

خدایا کمک کن خواهرم خوشبخت بشه

اگه خواهر داشت کمتر دلم براش میسوخت

آدمی که خواهر نداره،تکیه گاه نداره

برچسب: شهریور, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 2:04

توو روستامون

هوا تقریبا دیگه خنک شده البته بجز وسط ظهر

دیگه مث چند سال پیش اومدن به شهر و روستای خودم

سرگرمم نمیکنه..

دوستان و آشناها دیگه تقریبا هیشکدوم اینجا نیستن

دانشگاه،کار،مشکلات زیاد

باعث خلوتی چم مهر عزیزم شده

ایشالا جمعه که برم اهوازم هواش بهتر شده باشه

برچسب: شهریور, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 2:04

دیروز آنچنان که رسم هست چندتا از آشناهای درجه یک عروس رفتن عروس رو به خونه پدر مادرش آوردن

دیروز عصر تا امروز بعدازظهر اینجا بود خواهرم

در تمام عمرم به اندازه این 24ساعت قدر خواهرم رو نمیدونستم...

امروز خانواده داماد اومدن عروس رو بردن

و رسما مراسم به پایان رسید

خواوندا کمکشون کن زندگی خوب و شادی داشته باشن

برچسب: شهریور, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 2:04

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: شهریور, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 2:04

آغا ما واسه اولین بار کت و شلوار خریدیم خخخخخ

شلوارش در قسمت رون ی کم تنگه،

قشنگه آآآآ

ولی چون اینجا زیاد مبل و صندلی ندارن مردم

سخته با این شلوار نشستن.

الان یه دغدغه ای شده برام خخخخخ

هر کسی رو در هرجا چه خیابون چه تلویزیون

بهش نگاه میکنم ببینم شلوارهای کت شلوار اونام ایجوره

خخخخخ

خلاصه خواستم بهتون بگم فکرم درگیره

در جریان باشین:)

برچسب: شهریور, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 2:33

چرا امیرکبیر حکم اعدام زن زیبای بابی را زودتر اجرا کرد؟

«خدمت بزرگ دیگری که امیرکبیر به اسلام و ایران کرد، تسریع در اعدام قرهالعین، و از بین بردن زمینهٔ دیدار آن زن فتّانه با ناصرالدین شاه جوان بود که زمام نفس خویش را در دست نداشت و ممکن بود دلباختهٔ ناز و غمزهٔ او شده و این امر،کار پایان دادن به غائلهٔ ایرانسوز بابیان،را دچار مشکل سازد.»

منبع: علی ابوالحسنی منذر، «اظهارات و خاطرات آیتالله حاج شیخ حسین لنکرانی درباره بابیگری و بهاییگری»

برچسب: شهریور, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 17:53

یک بار در کودکی

به دلیل اینکه کفش نداشتم

نتوانستم با دوستانم

فوتبال بازی کنم

و بخاطر فقر سخت گریه کردم.

اما روزی مردی را دیدم که پا ندارد

فهمیدم که چقدر

ثروتمند هستم

زیدان

برچسب: مرداد, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 0:49

خواهرا،برادران بزرگشون رو بیشتر از بقیه خواهر و برادراشون دوست دارند... اینو منی که پسر بزرگ خونه ام کاملا حس کرده ام برادرا هم تکه بزرگی از قلبشون به عشق خواهر میتپه احترام خواهر بزرگ رو هم بیشتر از بقیه خواهرا دارن فقط میخوام بگم ؛ بعد عروسی خواهرم... خونه مون همیشه ، یک فرشته... یک مادر هم سن و سال... یک رفیق باوفا... یک تکیه گاه... یک سنگ صبور... یک خواهر... کم خواهد داشت... کاش این این شرم

برچسب: خواهر, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 0:49

بهترین دوست مجازیم کی بوده تا حالا؟ نمیدونم واقنی... کازرون... تهران... رودسر... ارومیه... شادگان... نورآباد لرستان... نمیدونم بهترینشون کدومه ولی همه فراموش نشدنین... ولی بی معرفت و بی مرامشون بدون شک با اختلاف زیاد کازرونی بود... هنوزم حس میکنم ازم میترسید.. ساده شون شادگان... خاصشون ارومیه... رودسری و تهرانی هم منو فراموش نمیکنن

برچسب: مرداد, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 0:49

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: شهریور, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 0:49

وبلاگ نوشتن سنت حسنهی خوبی بود که مثل همهی سنتهای حسنهی دیگر منسوخ شد. وبلاگ اولین و تنها جایی بود که آدمها حاضر میشدند تا نیمهی تاریک خودشان را روشن کنند. نیمهی تاریک آدم، عموما نیمهی جذابتر و ارگانیکتری است. جایی است که آدم به نهاد خودش خیلی نزدیک میشود. خیلی قدیمها یک نفر نوشته بود که درون هر آدم یک گرگ زندگی میکند. گرگی که شبها وقتی همه خواب هستند بیرون میآید و در تاریکی قدم

برچسب: شهریور, نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 0:49

صفحه بندی